18 مهر 1396
صدای بارش باران ازپشت پنجره به گوش میرسد…وبازهم رویاهایم,پرکشید,آن سوی پنجره… زیره باران,خیس ازاشک های بی امان آسمان… باران؟چه میشد,اگرهرشب می باریدی… تاروحی دوباره پشت پنجره,اتاقم می دمید… تادله,درخت… بیشتر »
نظر دهید »
18 مهر 1396
سوزیست سرد…صدای برخورد برگ های درختان به هم…. وهیاهوی بادی سرد… وکوبیده شدن درحیاط…. سکوت خانه… ظهری روشن… هرزگاهی،صدای بوق ماشین هایی رهگذر…. ومن،آرام آرام… درخواب… درخوابی زیبا… که بیداری… بیشتر »